« a home at the end of the world | HOME | بیلی »
شنبه، 1 اوت 2004
نقد عکس با تری برت
دیروز با شهرام دوست خوبم رفتیم موزه هنر های معاصر جلسه تفسیر عکس بود با حضور پروفسور تری برت آمریکایی . با تخیر نیم ساعته طرفهای 6:30 جلسه شروع شد ، تری برت در سی و دو نکته اصول عکس دیدن و عکس فهمیدن و عکس تفسیر کردن رو آموزش داد... به جرات می تونم بگم به اندازه یک ترم از این جلسه دو ساعت و نیمه استفاده کردم... از نکات جالب جلسه یکیش عکسی بود که شمایل مصلوب شده حضرت مسیح رو نشون می داد در ظرفی از ادرار عکاس و بحثهایی که در گرفت پیرامون این عکس و عکس بحث بر انگیز دیگه عکسی بود از یه عکاس فرانسوی که برای یکی از مجلات زرد خودشون گرفته بود عکسی که زن و مردی رو در حال مشروب خوردن نشون می داد ، عکس در اصل برای مقاله ای در مورد کافه های پاریس گرفته شده بود ، همین عکس رو بدون اجازه عکاس در مطلبی راجع به روسپی گری در پاریس گذاشته بودند ، در مورد سوم استفاده از عکس ، اون رو در مقاله ای راجع به مضرات الکل به کار برده بودند و در نهایت در نمایشگاهی از عکسهای هنری عکس مورد بحث رو به نمایش گذاشته بودند ، دیدید که چه راحت برداشتها از یک عکس و تصویر واحد بسته به موقعیت می تونه فرق بکنه...حتی پرفسور می گفت که برای نمایش دادن عکس در تهران بهش اجازه نمی دادن و بعد از اینکه اون توضیح داده که عکس رو دقیقا برای موضوع بد فهمی می خواد و تغییر برداشت از عکس می خواد نمایش بده بهش اجازه دادن... از نکات جالب دیگه هم ترجمه انتخابی صحبتهای تری برت بود که مثلا کلماتی مثل روابط جنسی ، هم جنس بازها و یا حتی کثافت و آشغال رو مترجم محترم ترجمه نمی کرد... واقعا تا کی حد اقل تو مبحث هنر می خوایم انقدر بسته فکر کنیم... نکته جال دیگه هم بحث عکاسی که به قول خودش 21 سال عمرش رو در این کار گذاشته با پرفسور بود ، عکاس می گفت که نه این اصول اصولی کهنه و فراموش شده هستن و باید به کل چیزهای جدیدی رو آموزش داد در حالی که تری برت از اصول دفاع کرد و گفت برای عکاسی مدرن ، پست مدرن ، کلاسیک و یا حتی دیجیتال یا آنالوگ اصول یکی هست و اصلا فرقی نمی کنه که یک اثر هنری با دیجیتال گرفته شده باشه یا با دوربین معمولی ؛ چیزی که واضح بود فکر بسته عکاس ایرانی و فکر باز تری برت آمریکایی بود جالب اینکه بلافاصله بعد از صحبتهای عکاس عده ای به نشانه طرفداری از اون شروع به دست زدن براش کردن ! واقعا مسخرس ! خیلی مسخرس ! واقعا نمی فهمم شاید فکر می کردن اومدن مسابقه بکسی رو تماشا می کنن و بعد از ضربه بازیکنشون باید دست بزنن! در حالی که لحظه ای فکر نمی کردنن تا آروم بشینن و به بحث گوش بدن شاید از خلال گفتگو چیزی یاد بگیرن .
نوشته شده در تاریخ شنبه، 1 اوت 2004
فعلاً اول!!!!!!!!!
نوشته شده توسط Donya در شنبه، 1 اوت 2004فکر می کردم اینجا بدون اجازه کار انجام می دن!!
نوشته شده توسط دنیا در شنبه، 1 اوت 2004اینجا ایران است!!!!!!!!
نوشته شده توسط دنیا در شنبه، 1 اوت 2004بله دیگه.........باز خوبه شما می فهمیدید چی می گه به زبون خودش!
نوشته شده توسط sara در شنبه، 1 اوت 2004دارم حسودي ميکنم بهت! اينقدر جاهاي خوب خوب ميري و کيف ميکني . . . خوش بحالت . . .
نوشته شده توسط shaar در شنبه، 1 اوت 2004بقول ....: ايران!
نوشته شده توسط دانیال در یکشنبه، 2 اوت 2004سلام..به تازگي يه دوربين ديجيتال ارزون قيمت خريدم ... چه كتابي رو بهم معرفي ميكني براي آشنايي با عكاسي؟
نوشته شده توسط كاوه در یکشنبه، 2 اوت 2004چند روز پيش اسم خودم را در گوگل جستجو مي كردم و به بلاگ شما برخوردم به تاريخ فوريه 2003 و اين جمله كه: داستان كار نوشته خالد رسول پور را از دست ندهيد. و اشاره به يكي از شماره هاي مجله چلچراغ بود كه من نديده امش و نمي دانستم آن جا چاپ شده. سپاس. سايت خوبي داريد ميشود در آن حسابي_ شايد گاه با دلخوري_ گشت زد. موفق باشيد.
نوشته شده توسط پدر پسر حرامزاده در یکشنبه، 2 اوت 2004az injoor motarjem ha motenaferam!
نوشته شده توسط Xerxes در یکشنبه، 2 اوت 20041- شما خیلی موشکاف هستید. 2- یکی از دوستانم لاگهای سایتش رو نگاه میکرد دید از یک سایتی زیاد به سایتش اومدن، بعد رفت سر زد دید یک آمریکایی عین سایتش رو کپی کرده !!!
نوشته شده توسط کامران در یکشنبه، 2 اوت 2004فارسی دانیش گردش ! من ترکی بیلمرم !
البته معلومه اصلا لهجه ندارما !
علاقه ی تو به این چیزا جالبه ......... عکس .... نقاشی ..... کتاب ........ موسقی ......موندم چرا واسه تحصیلات تو این خطا نرفتی .......
نوشته شده توسط shadi در دوشنبه، 3 اوت 2004عجب پرفسوری :)
نوشته شده توسط narges در دوشنبه، 3 اوت 2004