« نقد عکس با تری برت | HOME | 3 »

دوشنبه، 3 اوت 2004

بیلی

یک روز باکلی از کلاس دوم با داستانی که نوشته بود به خانه آمد ؛
" یکی بود یکی نبود ، بچه ای بود به اسم بیلی. دوست داشت در سرزمین های ناشناخته بگردد. یک سوراخ پیدا کرد و داخل آن شد ، اما هرگز بیرون نیامد.پایان."
صفحه 326
استخوانهای دوست داشتنی
نوشته آلیس سبالد
نشر روزگار

ثبت در  OYAX Add to Balatarin Add to your del.icio.us Tweet about this Send to facebook Send to friendfeed

نوشته شده در تاریخ دوشنبه، 3 اوت 2004

نظرات

واقعا همينه! . . . .زندگي ميتونه اينقدر کوتاه و گمنام باشه . . .

نوشته شده توسط parviz در دوشنبه، 3 اوت 2004

اینم آخر عاقبت فضولی...

نوشته شده توسط amirhossein در سه‌شنبه، 4 اوت 2004

man ke bargashtam!

نوشته شده توسط Xerxes در سه‌شنبه، 4 اوت 2004

خوب بايد نظر بديم؟؟؟

نوشته شده توسط آسمان كوچك در سه‌شنبه، 4 اوت 2004

باید روش فکر کنم!!

نوشته شده توسط دنیا در سه‌شنبه، 4 اوت 2004

سلام.لینکتو گذاشتم تو وبلاگ

نوشته شده توسط masod در چهارشنبه، 5 اوت 2004

اموزنده بود

نوشته شده توسط دانیال در یکشنبه، 9 اوت 2004

Oh, my world. It is ok

نوشته شده توسط Stephan در یکشنبه،12 ژوئن 2006

ارسال دیدگاه

مشخصات مرا به یاد داشته باش.