« تابستون و ... | HOME | سفر تازه است و تو ديگر هستی و عكس ديگر »
یکشنبه،11 ژوئیه 2005
کاش می شد کاری کرد
همسايهی عزيز
نوشیجان
به من بگو به جز اين که خبر گرفتاریات را اينجا بگذارم و درخواست کنم که ديگران هم از گرفتاری حقوقی تو غافل نباشند و به قول ملکوت صدای تو را به عنوان يک زن انعکاس دهند تا شايد به گوش مسولان قضايی برسد، خودت بگو همسايهی سر به زير همهی ما؛ چه کار ديگری میتوانم بکنم؟
بهتر از متنی که خوابگرد نوشت چی می تونستم بنويسم...قوانين مسخره...
من يه دورانی رو مثل آلوشا و ناشا بزرگ شدم و کاملا می دونم الان تو دلهای کوچيکشون چی می گذره... کاش می شد کاری کرد ... استاد مرتضی مميز در بيمارستان، ... در اعتصاب غذا و جوجه های نوشی دور از مادرشون و هزاران و هزار " و " ديگه... کاش می شد کاری کرد...
نوشته شده در تاریخ یکشنبه،11 ژوئیه 2005
اين روزها حسابي غصه دار شدم. مدام به وبلاگش سر مي زنم تا خبر برگشتن جوجه ها را بخونم ولي.. جوجه ها بر مي گردن! آخه كدوم بابايي تا حالا تونسته بچه داري كنه كه اين دوميش باشه؟ .. راستي بابت قالب هم ممنون. فعلا كه گذاشتم همنيجوري بمونه تا بعد.. دلم قالب نو مي خواد ولي امان از اين دوستام كه اومدن و نوشتن اين قالب و رنگش را خيلي دوست داريم!! خودم هم دوسش دارم ولي رنگ سفيد مي خوام
نوشته شده توسط دنيا در یکشنبه،11 ژوئیه 2005به قانون مسخره ی این مملکت من خیلی خیلی وقته پی بردم...از همون قانون طلاق و ارث و صد چیز دیگش...این قانونها باعث شده از تشکلیل زندگی همه راس داشته باشن...
نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه،12 ژوئیه 2005تنها کاری که من می تونم برای نوشی بکنم....فقط دعا کردن براشه...
نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه،12 ژوئیه 2005"جوجه ها پدرتان اینجاست"
حرفی برای دفاع از خود در دادگاهی که حاکمان آن کاملا یک جانبه و از روی احساس محکومش کرده اند.........
ادامه مطلب را در هم زنجير بخوانيد.
http://hamzanjir.persianblog.com