« مرگ | HOME | یه عصر فوق العاده »
سهشنبه،26 مه 2004
زکرام ایسراگ
دنک هرخسم ار مدرم ات تسا ه درک ع ارتخا رشب ه ک تسا ی اه چی ز ا ب ینرتهب تایبدا.
نوشته شده در تاریخ سهشنبه،26 مه 2004
سلام صالح عزيز. چه خبرا؟
اين تيكه هاي كوتاهي كه مي نويسي خيلي باهاشون حال مي كنم. ولي باور كن كه معني اين يكي رو نفهميدم...!
باي باي.
بابك.
ها؟؟؟
جمله های رديف شده از تعارف گرفته تا شوخی و کلکل و باز هم تا آداب گفتگو و معاشرت! sakhte.....
نوشته شده توسط sara در سهشنبه،26 مه 2004صالح جان سلام، حالا برای مسخره کردن مردم، حتماً به ادبیات احتیاج داریم؟ زیاد به حرف این رفیقمون مارکز گوش نده.
نوشته شده توسط بهرام در سهشنبه،26 مه 2004نمنه!!
نوشته شده توسط دانيال در چهارشنبه،27 مه 2004يعني اون كادو رو از من دريغ مي كني؟ بابا من منتظر هوست و باقي قضايا هستم! در ضمن لازم نبود رمزي بنويسي پست ايندفه رو ، زياد حرفش خصوصي نبود كه. راجع به بسته شدن در غار ابوالهول بود در زير دست دلتاهاي ماداگاسكار!
نوشته شده توسط باران - طعم نان خارجي در چهارشنبه،27 مه 2004جالب بود اما چندان موافق نیستم . شاید بهترین اختراع برای همدلی باشه اما برای مسخره کردن نه
نوشته شده توسط آیدا در چهارشنبه،27 مه 2004اقا تازه واضح شد. حالا اون مارو مسخره میکنه شما سرکارمون نذار
نوشته شده توسط دانيال در چهارشنبه،27 مه 2004من هستم اما از شما خبری نیست./الهامی(؟!)
نوشته شده توسط الهام در چهارشنبه،27 مه 2004به نظر من اصلا این طوری نیست. از هر چیزی میشه استفاده ی سوء کرد حتی ادبیات.
موفق باشی عزیز
یا حق
مهندس كج و كوله ، سر و ته مينوسي رفتي تو كار فيلم the beautiful mind آره ؟
نوشته شده توسط Kamran در چهارشنبه،27 مه 2004اصلا اونجای صدسال تنهایی رو یادم نیست. کدوم ترجمه رو خوندی؟ ادبیات بهترین اختراع بشر است، برای مسخره کردن بلاهت.
نوشته شده توسط کاوه در چهارشنبه،27 مه 2004سلام
تو حالت خوبه؟؟؟؟
مطمئني قرصهات رو با پوست نخوردي؟
جالبه! شاید شب زنده داری فین اگنها رو هم اگر بر عکس بخونیم معنیش کشف بشه!
نوشته شده توسط یولیس در پنجشنبه،28 مه 2004