« قاتل! | HOME | meera in concert »

جمعه،22 فوریه 2003

آموزش به روش ايكس!

اگر آموزش سینما را به عهده من می گذاشتند من این کار را با شلاق باید انجام بدهم یعنی با امکان زندانی کردن و روش های خشونت آمیز یعنی نو آموز را در سینمایی بگذارند که دایما در حال نشان دادن یک فیلم است و مجبور باشد یک فیلم را مدتها ببیند نه حتی یک روز بلکه یک هفته فرض کنید که روزی شش دفعه یک فیلم را ببینید و این کار را یک هفته هم تکرار کنید و نتوانید از سالن هم بیرون بیایید.

... یک روز مردی برای اولین بار فرزندش را می گذارد نزد استاد تا سه تار یاد بگیرداو هنگامی که می خواست فرزند را تحویل استاد بدهد می گوید: گوشت و پوست مال تو استخوانهایش مال من یعنی طوری او را نزن که استخوان هایش بشکند. استاد سه تار می گوید؟ صبحانه خوردی پسر جان؟ می گوید : نه.
برو نان سنگک بگیر پنیر را هم می گوید برو بشور و بیاور این کار را هم می کند. می نشینند و می خورند . برو حیاط را جارو کن.تا ظهر هم طول می کشد بعد آب حوض را می کشد چند روز طول می کشد پسر می ترسد به پدر بگوید. استاد چهل روز بعد به ÷سر می گوید برو اول وضو بگیر و بعد برو ساز را از سر طاقچه بردار. شما می توانید تصور کنید که بعد از چهل روز کار بدنی وقتی سازرا به دست می گیرد چه حالی داشته و کاملا آماده بوده.
بهروز افخمی کارگردان و مدرس فیلمنامه نویسی
به نقل از همشهری سه شنبه 3 دی ماه 1381

ثبت در  OYAX Add to Balatarin Add to your del.icio.us Tweet about this Send to facebook Send to friendfeed

نوشته شده در تاریخ جمعه،22 فوریه 2003

نظرات

این مهملات چیه که می نویسی آقای افخمی؟

نوشته شده توسط خودم در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006

به آقای افخمی بگو بجای اين نظريه های باحالش بره دنبال همون نمايندگيش.

نوشته شده توسط همایون خفن در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006

سلام صالح...این طوری شد دیگه...آقا این کنتور ما تو فهرست کار نمیکنه...فکر کنم کار این حیواناته که مسوول گروهه...میخوام برم تو یه گروه دیگه...فعلاً قربان یو!

نوشته شده توسط kasra در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006

سلام / كاشكي پدر من هم من رو پيش يه همچين استادي مي برد ، ولي اون اصلا دوست نداشت من ساز بزنم .

نوشته شده توسط آب و آئينه در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006