« پنجره ي ديگري | HOME | X »

دوشنبه، 8 ژوئیه 2003

می تونستم

 ميتونستم امشب
شباي هارلم و بگيرم
بپيچونم دورت
چراغاي وينگيلشو کلا کنم برات
مي تونستم امشب
ماشيناي گنده خيابون لنوکسو
تاکسيا و قطاراشو
واسونم
که صدا صداي تو باشه همش


ميتونستم امشب
صداي تپ تپ نفساي هارلمو فروش کنم
تو گرام
بگم بچرخه
همينجور بچرخه و باز بچرخه
و باش
با تو بچرخم
تا صب
سياي دختروي کوچه هاي هارلم


لنگستون هيوز / ترجمه علي چلچله


با استفاده از نشريه ادبی کلاغ

ثبت در  OYAX Add to Balatarin Add to your del.icio.us Tweet about this Send to facebook Send to friendfeed

نوشته شده در تاریخ دوشنبه، 8 ژوئیه 2003

نظرات

در انتضار ديدارتان . هميشه نشسته مدام. باز هم به ما سر بزنيد. اگر ياد بگيرم لينک گذاشتن را حتما لينک شما را خواهم گذاشت. حق پيغمبر ما نيم عشر. خدا حافظ

نوشته شده توسط reza در جمعه،29 ژوئیه 2006

نمی دونم چی تو اون سرتونه؟!!!./الهام

نوشته شده توسط الهام در جمعه،29 ژوئیه 2006

سلام. اون وقت موضوع چيه؟

نوشته شده توسط گیسو در جمعه،29 ژوئیه 2006