« دو مرد دانشمند | HOME | . »
جمعه،23 اوت 2003
ما اينيم!
من امشب تو يه مراسمی برنده يه تور يه هفتگی به آنتاليا شدم ولی بخاطر مشکل سربازيم و اينکه دانشجو هستم دادمش به خاله کوچيکم وسعت بيکران دلم رو می بينيد!
نوشته شده در تاریخ جمعه،23 اوت 2003
بابا ......حاتم طاعی........ای ولا........
نوشته شده توسط shadi در یکشنبه،31 ژوئیه 2006بابا تو ایول داری
نوشته شده توسط دانیال در یکشنبه،31 ژوئیه 2006خوش بحالش.........از آشناييت خوشحال شدم
نوشته شده توسط , در یکشنبه،31 ژوئیه 2006يعنی نميتونی بری؟ اين سربازی هم که برای پسرا شده درده سر؟!
نوشته شده توسط نرگس در یکشنبه،31 ژوئیه 2006سلام من اومدم(مزاحم!!!)./ميگم نه بابا يه جور معرفتم هنوز پيدا ميشه ...!!!!./الهامی(خوشحالم دوست جونم دلش بزرگه!)
نوشته شده توسط الهام در یکشنبه،31 ژوئیه 2006بابا تـــــو ديگه کــــی هستی... الحق که شناختمت که باهات دوست شدم. ياد دبستان بخير موفق باشی...
نوشته شده توسط SAM yar در یکشنبه،31 ژوئیه 2006بابا .. معرفت!!! بابا .. بزرگوار!!! بابا .. وسعت بیکران!!! يه سری هم به ما بزن!!
نوشته شده توسط ستاره مشرقي در یکشنبه،31 ژوئیه 2006سلام دوباره آقا یه سر به این وبلاگ بزن دارن توطئه می کنن http://13sharivar.persianblog.com
نوشته شده توسط دانیال در یکشنبه،31 ژوئیه 2006آخی! خب می دادی من به جات برم!
نوشته شده توسط گیسو در یکشنبه،31 ژوئیه 2006بازم سلام آقا صالح تو وبلاگ پسر عموم به آدرس : http://neghab-omid.persianblog.com لوگوت رو گذاشتم راستی اگه کارت می خوای من یه شبانه دارم بدم؟
نوشته شده توسط دانیال در یکشنبه،31 ژوئیه 2006سلام // بابا اندشی// ن به زودی بهت ميل می زنم واسم زحمتش رو بکشی
نوشته شده توسط birang در یکشنبه،31 ژوئیه 2006چرا دادی . بابا دسخوش
نوشته شده توسط hossein در یکشنبه،31 ژوئیه 2006