« oh lord i wanna die | HOME | زندگی یه هویجه! »

یکشنبه، 3 مه 2004

ه ر م ز و ر | ر و ز م ر ه

عجیبه این روزها حوصله هیج کاری رو ندارم هیچی...فقط صد سال تنهایی رو می خونم و نقاشی می کنم ، درس ؟ اصلا ! کلی درسم مونده ولی اصلا طرفشون نرفتم ( باید برم؟ ) راستی چند روز پیش رفتم دفتر گروه چون مطمئن بودم که مشروط شدم نمی رفتم کارنامه رو بگیرم ولی نه مشروط نشده بودم نمی دونم حتما از دعای تو بوده ( نبوده؟) از فردا می رم نمایشگاه کتاب صبح ، ظهر،شب... می دونم دانشگاه منتظرم می مونه

ثبت در  OYAX Add to Balatarin Add to your del.icio.us Tweet about this Send to facebook Send to friendfeed

نوشته شده در تاریخ یکشنبه، 3 مه 2004

نظرات

نقاشی می کنی ؟چه کار خوبی ... می دونی که من عاشق نقاشی هستم ... چشمت روشن کارنامه ات رو گرفتی ... ممنون هم که به من سر زدی ... امروز حالم بهتره ...

نوشته شده توسط کیمیا در یکشنبه، 3 مه 2004

اقا مارم ببر ... تلو خدا !

نوشته شده توسط YaShA در یکشنبه، 3 مه 2004

poof ?

نوشته شده توسط khashayar در یکشنبه، 3 مه 2004

1- خوشحالم همه واحدات رو پاس كردي.
2- براي موفقيت تو زندگي بايد درس خوند و كار كرد، درضمن تفريح رو هم بايد با كار قاطي كرد و گرنه تو اين دوره و زمونه آدم به جايي نميرسه.
3-راجع به hosting بايد بگم كه ما كار hosting نمي كنيم ولي تو بگو چي ميخواهي بالاخره يه راهي براش پيدا ميكنيم، دوست داشتي يه email بزن.

نوشته شده توسط كامران در یکشنبه، 3 مه 2004

خداروشکر....اگه بخوای همه چی برات خوب میاد.....نقاشی؟ عالیه.

نوشته شده توسط sara در دوشنبه، 4 مه 2004