« خرسهای پاندا | HOME | تصمیمی در باره من... »
سهشنبه، 7 آوریل 2004
تصمیم
تصمیمم را گرفتم . احساس می کردم کوهی ار قدرت و اطمینان و بی باکی در سینه دارم . می خواستم به او بگویم خانه کوچک قلبم به امید او پر نور و گرم است.
وقتی کنارش ایستادم گلویم خشک شد. سرم را پائین انداختم.
دفترچه خاطراتش روی میز بود ... داخل یک قلب سرخ اسم کس دیگری را نوشته بود .
نوشته : حسین استاد احمد
نوشته شده در تاریخ سهشنبه، 7 آوریل 2004
سلام... مثل اينكه دير تصميمش را گرفته بود!!... ممنون از لطفت و تشكر بابت لينك
نوشته شده توسط Donya در چهارشنبه، 8 آوریل 2004اخي ...
نوشته شده توسط ياشا در چهارشنبه، 8 آوریل 2004:(
نوشته شده توسط baran در چهارشنبه، 8 آوریل 2004Akhey elahi man bemiram..nazi.. khoda behesh sabr bede...
God bless u
ziba bood....dastane panda ro ham khondam ....khily khosham omad! rasty fotobloget ham khily naz bood
نوشته شده توسط sara در چهارشنبه، 8 آوریل 2004دفترچه خاطرات.....يادداشت....يك تصميم....آره..
نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه، 8 آوریل 2004لطف داري صالح جان، من هم خيلي حال كردم! به هر حال تيتري كه آقاي قوانلو قاجار هم انتخاب كرده بود خيلي مبلغ وبلاگها بود و اگه دقت كرده باشي ستوني كه آقاي قوانلو مي نويسه اغلب درباره وبلاگهاست... فتوبلاگت رو هم ديدم بيشتر عكس بزار
نوشته شده توسط abtin در چهارشنبه، 8 آوریل 2004