« پرواز بر فراز اینترنت | HOME | آیا... »
چهارشنبه،10 فوریه 2005
face less
هر چی فکر کردم بلکه جملات زيبايی رو بتونم ترکیب کنم و بنويسم عاجزم، حداقل امشب عاجزم! پس به همين بسنده ميکنم:
شايد با سفری ديگر در دنيا، پروازی ديگر در آسمان و يا شنايی ديگر در اقيانوسها، همسفرتان گردم.
به همین راحتی ... حدودا دو سال از رفتن بابک می گذره ؛ سال قبل از طریق دی داد با بلاگٍ خاموشش آشنا شدم... به امید اینکه از دو روزمون لذت ببریم.
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه،10 فوریه 2005
دوستا آدم برفی هاشون رو خيلی دور از هم ميسازند اونقدری که اگه یکیشون زودتر آب شد اون یکی بخاطرش آب نشه و یه ضرب المثل چینی هست که میگه بخار گرم روی شيشه چند دقیقه بیشتر نميمونه!.....ميبينمت.
نوشته شده توسط bahar در چهارشنبه،10 فوریه 2005به ماهها قبل ÷رتاب شدم..بی انکه بشناسم ...به یاد روزهای قدیمیتری افتادم که احساسم در هم شکسته بود ...کجای این سفریم ؟ ها ؟
نوشته شده توسط falling up در پنجشنبه،11 فوریه 2005salam .... dar che hali .... ozao ahval che tore .... emshab be sarm zade bood bazam mesle gahdim veblog gardi konam .... babate babak moteasefam .....zendegi shayad hamin bashad .... shayad
نوشته شده توسط shadi در شنبه،13 فوریه 2005اگه سفری دیگه مونده باشه. اگه بشه به همسفرا اعتماد کرد و اگه...
نوشته شده توسط زهره در شنبه،13 فوریه 2005