« گزارش شبانه | HOME | 3 خبر از 3 دوست »
چهارشنبه، 8 ژوئیه 2004
پوچی و خود کشی
تنها یک مساله واقعا فلسفی واقعا جدی وجود دارد و آنهم خود کشی است ؛ تشخیص اینکه زندگی ارزش دارد یا به زحمت زیستن نمی ارزد ، در واقع پاسخ صحیح است به مساله اساسی فلسفه ، باقی چیزها : مثلا اینکه جهان دارای سه بعد و عقل دارای نه یا دوازده مقوله است مسایل بعدی و دست دوم را تشکیل می دهند اینها بازی است ، نخست باید پاسخ قبلی را داد.
اگر چیزی که نیچه ادعا می کند درست باشد : " یک فیلسوف برای اینکه قدر و منزلت داشته باشد باید خود را نمونه مردم قرار دهد " آنوقت اهمیت پاسخ آشکار می شود.
آلبرت کامو
افسانه سیزیف
نشر دنیای نو
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه، 8 ژوئیه 2004
بستگي به نحوه خاتمه دادنش داره ... من حال و حوصلله ي درد رو ندارم ... اخه دم مرگ هم درد ؟! ... اگه سيانور باشه ... نه واقعا ارزشش رو نداره ... امتحانش هم مجانيه ... پايه نبوووود ؟!
نوشته شده توسط YaShA در چهارشنبه، 8 ژوئیه 2004فکر میکنم زندگی با همه سختیش ارزش زیستن داره...
نوشته شده توسط امير حسين در چهارشنبه، 8 ژوئیه 2004جريان چيه؟ تو اين چند روزه هر وبلاگي رو باز مي کنم حرف ناميديه!
دردش البته مهم نيست! مهم قبلشه! راضي کردن خود آدم و به نوعي قبول شکست مطلق! البت چون من زندگي را مبارزه مبدونم خروجش را به دلخواه شکست و به اجبارش رو شانس مي دونم!
خودکشی برای چی؟ آدم خودش یک کم صبر کنه خودبخود می میره! کسی که خودکشی میکند آدم عجولی است. در این زندگی آنقدر زمان سریع می گذرد که چشم بهم بزنی مردی آنوقت آدم بیاد بدست خودش این کار را جلو بیاندازد. تا وقت باقی است باید تحقیق کرد و مطالعه کرد و در جستجوی پاسخ بود.
خودکشی مخالف قوانین طبیعته. ما حاصل تلاش 3 میلیارد سال تکامل از یک موجود تک سلولی هستیم. من را این طبیعت بوجود آورده و آمدنم دست خودم نبوده که رفتنم دست خودم باشد. هرکدام از ما انسانها وظیفه کوچکی در این روند دنباله دار تکامل داریم که خواسته یا ناخواسته آنرا ایفا می کنیم و فرمان را به نسل بعدی می دهیم و می رویم. نمی دانیم آینده چیست ولی هر چه باشد باید زیبا باشد چون روند گذشته تا حال زیبا بوده. پس حتماً آینده باید زیبا باشد حتی اگر آنرا نبینیم.
نوشته شده توسط Nader در پنجشنبه، 9 ژوئیه 2004بگرد دنبال يه اميد تازه
نوشته شده توسط دانیال در پنجشنبه، 9 ژوئیه 2004