« امروز می خواهم چند تا | HOME | امروز با دوستام داشتم تو »
جمعه،16 نوامبر 2002
Believe it or not
امروز يه اتفاق جالب برای همکار خاله کوچيکم توی انستيتو پاستور افتاد که بيشتر شبيه جک می مونه تا يه حادثه واقعی!
داستان از اين قراره که دکتر همکار خاله ام ظهری تو خونه نشسته بوده که می بينه برای همسايه از طرف شرکت قاليشويی مامور اومده تا قالياشونو در غياب خودشون ببرن و بشورن ، خلاصه اينم که می بينه مامور شرکت قاليشويی خودش اومده اينجا پيش خودش ميگه منم فرشامو بدم برام بشورن ! خلاصه با اصرار اونها رو که خيلی عجله داشتن راضی مي کنه تا بيان فرشاشو ببرن بشورن ! تازه شب وقتی سر و صدای همسايه رو می شنوه که داد ميزنن دزد اومده فرشامونو برده می فهمه که چه دسته گلی به آب داده!
نوشته شده در تاریخ جمعه،16 نوامبر 2002
سلام ... روزنامه جام جم پنجشنبه (تلگرافی حرف میزنم نه؟!)
نوشته شده توسط آفتابگردون در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006بابا اين طرف خيلی باحال بوده ديگه به خدا!!!
نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006منتظر سورپريزت هستم! مرسي
نوشته شده توسط abtin در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006salam az komakhayat besiar mamnoonam
نوشته شده توسط mohammad در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006خیلی با حال بود!
نوشته شده توسط رامین خفن در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006