« تغییرات با سس آرژانتینی | HOME | خب چی کار می کنی ؟ »

سه‌شنبه،12 فوریه 2003

!؟!

2 ساعت قبل داشتیم میرفتیم خونه مامان بزرگم که سر تقاطع ظفر و جردن در حالی که ما از تقاطع رد شده بودیم ماشین دو تا دختر که داشت می پیچید زد به ماشین ما برخورد شدیدی نبود و ما هم برای اینکه چهار راه رو بند نیاریم کشیدیم کنار وقتی یاده شدم تا ببینم ماشین چقدر خسارت دیده اونا با کمال پر رویی گاز دادن و فرار کردن شمارشون رو ورداشتم ولی خوشبختانه ماشین چیزیش نشده بود چون زده بون به سپر ولی نکته ای که برام جالب بود این بود که اگه تو موقعیت دیگه ای می دیدمشون ممکن بود زیباییشون منو تحت تاثیر قرار بده ولی حالا فهمیدم که او چیزی جز دو تا دختر هرزه و جنده خیابونی بیش نبودن و قیافه ظاهری کاملا می تونه گول زننده باشه!

ثبت در  OYAX Add to Balatarin Add to your del.icio.us Tweet about this Send to facebook Send to friendfeed

نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه،12 فوریه 2003

نظرات

سلام .چرا اسم نويسنده رو نمی گی آخه وقتی کتاب معرفی ميکنی . اسم نويسنده اش چيه؟ (در ضمن مرسی از اينکه کتابای خوب رو به من معرفی ميکنی)

نوشته شده توسط zahra در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006

سلام هورمزد خان آقا از اين كه به وبلاگ من سر زديد متشكرم! و از اين كه يه چي گفتين! آقا جان آلبوم من پر از عكسه ولي تو چند پوشه مجزا مثل آذربايجان كرال و كاپلان و ايلاد كه براي ديدن عكسها بايد اونها را ببينيد! ايلاد

نوشته شده توسط ilad در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006

- شماره يک- اطلاعات جالب در وبلاگ من- وقت داشتی يه تک پا بيا اونور . اگه دسترسيت به اينترنت مثل من باشه خيلی مفيده.

نوشته شده توسط دریا در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006

من ۲۲ سال دارم و البته يه پسر ۲۲ ساله ميدونی که!!!

نوشته شده توسط ilad در پنجشنبه،28 ژوئیه 2006