« تب فروکش کرده؟ | HOME | www.jinkyart.com »
جمعه، 4 اکتبر 2003
تهوع
حالا متوجه می شوم ، چيزی که را که يکی دو روز پيش ، لب دريا ، هنگام به دست داشتن آن سنگ ريزه احساس کردم، بهتر به ياد می آورم. يک جور دل آشوبهء شيرين مزه بود . چقدر ناگوار بود ! و از سنگ ريزه میآمد ، مطمئنم ، از سنگ ريزه گذشت و آمد توی دستهايم . بله ، خودش است : نوعی تهوع توی دستها .
تهوع از ژان پل سارتر
نوشته شده در تاریخ جمعه، 4 اکتبر 2003
salam dost jonam jaleb bod sar nemizani bala shody atish pare....... mofagh bashy
نوشته شده توسط kameliya در دوشنبه، 1 اوت 2006:)جالب بود متنش .. بايد يه چند بار ديگه هم بخونم اينطوری بيشتر متوجه ميشم ..
نوشته شده توسط narges در دوشنبه، 1 اوت 2006با سلام و درود فراوان ، اول از همه ممنون از لينك ، دوم كه مطالب جالبي مي نويسي ، من هم بزودي به شما لينك خواهم داد. در ضمن ارشيا هم خيلي لطف دارد ، سلام منو بهش برسون.
نوشته شده توسط ابی در دوشنبه، 1 اوت 2006سلام....بله بله...خاطرم هست ديدار شما رو...ممنون از لينکت...من هم به شما لينک دادم....باز هم طرفای ما بيا...فعلا...شاد و خوش..حق
نوشته شده توسط اردی بهشت در دوشنبه، 1 اوت 2006من اينقد ترسناکم؟؟؟
نوشته شده توسط شقایق در دوشنبه، 1 اوت 2006 یکشنبه 13/7/1382 - 17:33
نه تهوع زيادم خوب نيست ..... راستیdar morede en ke komak koni range linkamop avaz konam barat mail zadam va pasvordamo dadam agar be dastet naresid behem begoo sharmande ke bazam mozaheme to shodam
سلام / خيلی زيبا بود . راستی مگه قرار نبود دات کام شی ؟!!
نوشته شده توسط hishkas در دوشنبه، 1 اوت 2006سلام آقا صالح عزیز / امیدوارم حالت خوب باشه / یه سر به ما بزن / برام دعا کن / موفق باشی
نوشته شده توسط دانیال در دوشنبه، 1 اوت 2006سلام از کمکت ممنون اميدوارم بقيه بچه ها رو مثل بلاگ اينجا پاريس رو هم وارد کنی. راستی تهوع خيلی خوبه ادم سبک می کنه
نوشته شده توسط nima در دوشنبه، 1 اوت 2006منم تهوع دارم، صبح ها که به ظرف کره نگاه می کنم و ياد اون دختر رنگ پريده ی سر چهار راه با سينی اسپندش می افتم.
نوشته شده توسط دی داد در دوشنبه، 1 اوت 2006