« Blue Day | HOME | جنگ تولبارها! »
جمعه،18 اکتبر 2003
نمی دونم!؟
اين بالهای شکسته ديگه نمی تونن منو بپرونن ، دو ماهی ميشه که ازت خبر ندارم ، دو ماهی ميشه که نديدمت ، دو ماهی ميشه که نبوسيدمت ، دو ماهی ميشه که ...
راستی نمی دونم الان تو می تونی تنهايی بپری؟
نوشته شده در تاریخ جمعه،18 اکتبر 2003
نظرات
سلام وشرمنده...لياقتی اگر بوده ،از نوشته و زاويه ديد شما بوده...و تبريک برای ابی بودن جمعه ...و کاش آنی که دوست داريم ،توان پرواز داشته باشد ،که گاه ،اين مهمتر از بال شکسته مان است ...سرفراز باشيد
نوشته شده توسط Behnam در دوشنبه، 1 اوت 2006خيلی بدی(يعنی شدی!!)./ديگه احوالی از من نميگيری؟!!./الهامی(از دستت خيلی شاکيم صالح!خيلی؟!)
نوشته شده توسط الهام در دوشنبه، 1 اوت 2006تاثير کريس دی برگ رو متنت ديده ميشه !! اونم شعر آسمان سوت و کور :)) بابای
نوشته شده توسط narges در دوشنبه، 1 اوت 2006اگه جای من بودی چی می گفتی الان تقریبا 4 ماهی میشه
نوشته شده توسط eli در دوشنبه، 1 اوت 2006سلام
نوشته شده توسط birang در دوشنبه، 1 اوت 2006